29فروردین91
دو سه روزه هوا تو تهران ابری و بارونیه.ما هم همیشه سر برگشت به خونه مشکل داریم.مخصوصاً تو روزهای بارونی. تهران هم که قربونش برم تا یه نمه بارون میاد.همه جا ترافیک میشه و آژانس هم گیر نمی آد. تو این چند روز گذشته یه روز با آژانس یه روز بابایی اومد دنبالمون و...رفتیم خونه. دیروز قرار بود با خاله فرزانه و رژین برگردیم خونه. وقتی تو رو از مهدگرفتم دلت می خواست بری بیرون و شیطنت کنی.یه ذره تاب خوردی بعد با سنگریزه های حیاط مهد بازی می کردی. خلاصه ماشاالله خیلی شیطون شدی. همیشه دلت میخواد بدویی و دست به همه چیز بزنی و هر چی دستت می آد بکنی تو دهنت. ...












